۱۳۸۹ شهریور ۹, سه‌شنبه

اتفاقا خودشون نمی افتن.
من دارم میندازمشون.

۱۳۸۹ شهریور ۵, جمعه

این وبلاگ دوران خوشی داشت
اون زمون هف هش نفر باش سروکار داشتن
کی یادشه
اون موقه ها اینجا شبدر و یونجه میکاشتم
ماهی یه بار فقد میمدم یه آبی میدادم به اینجا
یه وختایی توی ننو لم می دادم
زل زده به افقهای وحشی غرب
خانوم اون بچچتو ساکتش کن
و افکار جاه نظرانه در سر
یه موقه هایییییم (مو – قه – ها – ییی – یم)
را میرفتم میدیدم یکی پای یه بته ای کامنت گذاشته واسم
انقده خوشال میشدم
انقده خوشال میشدم
خانوم اگه بلد نیستی دهن اون توله رو ببندی من بلدم
استغ فرللا
چی میگفتم؟
آها افقهای وحشی غرب
یه اتاقکی ساخته بودم کامنتا رو می بردم میذاشتم اونجا
هرزگاهی یکیشو وا میکردم یواشکی با یه مش بادوم زمینی می خوردم
مست میکردم باهاش
کی یادشه
حالا الان اون مزرعه هه شده پارکینگ طبقاتی
تو اون اتاقه هم یه پیریه رو گذاشتن مثلن نیگهبان
خب تولسسگ اگه اون بچه رو انگشت نکنیش صدا میده اصن؟
داد نزن سلیطه یکی باید دهن خودتو ببنده زنیکه ی مفنگی
آره که مال خودمه
بچه س که باشه مگه بچه نمیتونه کونی باشه مگه
بخاب بابا
عنینه

۱۳۸۹ شهریور ۲, سه‌شنبه

[پیشنهاد کامنت]
وبلاگ تخمی ای داری. به تخمای منم سر بزن.

۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه

جای خالی را با کلمه ی مناسب پر کنید
و سپس دست های خود را بشورید.

۱۳۸۹ مرداد ۲۸, پنجشنبه

[درد دل سعدی با من]

هیچم نماند در همه عالم، به اتفاق
الا سری که در قدم یار می کنم.
[لطف بیش از حد سعدی به من]

پیش تو
به اتفاق!
مردن،
خوشتر که پس از تو زندگانی.
[نظر لطف سعدی به من]

تو
از نبات گرو برده ای به شیرینی، به اتفاق!
ولیکن
نبات خودرویی
یه کم خیسش کن.
حتا منم دیگه الان ای دی ئس ئل دارم.

۱۳۸۹ مرداد ۱۸, دوشنبه

رهبر ما آن طفل سیزده ساله ای است که می دهد.
امام (ره)

۱۳۸۹ مرداد ۱۷, یکشنبه

من گول ام.
من را بخورید.
من مظفرم.
میخاهم بکنمتان.
من خالی ام.
من را نبندید.
من موش ام.
من را بدوانید.
من چپ ام.
به من.
من تفرقه ام.
من را بیندازید.
من بیرون ام.
من را بکشید.
من دل ام.
من را بدهید به کار.
مردی با بیل مادرزنش را کشت.
من کف ام.
در من بمانید.
دراومدم به یکی گفتم من مظفرم
همون که اون وبلاگ عنو مینویسه.
گف بخاب بابا
خابیدم.
بیدار شدم گفتم من مظفرم
گف ثابت کن
کردم.
مث این بادکنکا هس که ولشون می کنی جزع فزع می کنن تو هوا؟
مث همونا تکون خورد و صدا داد.
جنده
اون گف. گف جنده.
137 بار بم گفت جنده.
گفتم اگه میخای بکنمت
گف نه.
رفتیم شام خوردیم.
من سخت ام.
من را نگیرید.

۱۳۸۹ مرداد ۱۵, جمعه

من رحم ام.
من را نکنید.

۱۳۸۹ مرداد ۸, جمعه

چشم و لب و دهان تو،
سران فتنه.

۱۳۸۹ مرداد ۳, یکشنبه

گفتم بخارم اش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود خاریدم و مشتاق تر شدم

۱۳۸۹ مرداد ۲, شنبه

من خوش ام.
من را بگذرانید.

۱۳۸۹ تیر ۲۹, سه‌شنبه

ره میخونه و مچد کودومه؟
فیلتر شدم که.
ینی حالا چی میشه ینی.
دوروغگویا پسفطرتا که منم.

۱۳۸۹ تیر ۲۳, چهارشنبه

چار تا لایک زدیم برات
دو بار تو روت خندیدیم
فک نکن خبریه.
همچی میگه باس جم کنم برم
انگار عن بخصوصیه واس خودش.
هه.
هر بار که یه پست مینوشتی
عرق سرد میکردیم
رنگمون میپرید
یجوری تو سکوت به هم زل میزدیم
انگار کسی جلومون عورت نمایی کرده
از بس خضعبلاط بود پستات.
ولی به روت نمیووردیم
میدونسسیم که تو یه سرخورده ی اشتماعی هستی
ولی بامذه بازی در میووردیم تو کامنتا فک کنی خوبی
توئم خوبی
خوشال شی برا خودت.
فک نکن خبری بوده.
میدونی چنبار موقه خوندن عراجیفت عق زدیم رو کیبوردامون؟
میدونی چقد چنگ زدیم به صورتمون موهامونو کندیم؟
حالا میخای بری. آره؟
درم ببند پش سرت.
فک نکن خبریه.
منتتو میکشه کسی؟
کونی.
یکی کامنت گذاشته:

به گه کشیدی خودتو. میدونی که خودت. البته کریس رونالدو هم تا قبل اینکه معروف بشه کونی نبود


فک کنم راس میگه
آره
باس جم کنم دیگه
خودم رو به گه کشیدم
آلوده کردم خودمو
منم تا یه زمانی کونی نبودم
تخسیر کسی هم نیس
هممون باس یه روزی بکشیم بیرون دیگه
منم خسته م
منم خسته م
میرم من
یه زمین دارم یه جا
میرم گندم بکارم
منم خسته م
باس جم کنم
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ آب دهنمو قورت میدم.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ میپرسم که آیا میخوان بکنمشون یا نه.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ میپرسم آتیش داری؟
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ بهشون میگم این حقه ها دیگه خیلی قدیمی شده.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ میگم اسم من مظفره.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ خودمو به نشنیدن میزنم.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ ازشون میپرسم منظورشون "دقیقن" چیه ازین حرف.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ جیغ میکشم.

۱۳۸۹ تیر ۲۲, سه‌شنبه

= اگه یه دیقه از عمرت مونده باشه چیکا میکنی؟
+ با صدای بلند می گوزم.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ بقیه ی سوالا رو شانسی جواب میدم.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چه میکنی؟
+ گوسفندامو میفروشم بیلیت هواپیما میگیرم میرم اسپانیا یکی از دوستامو که دبستان همکلاس بودیم و انگشت کرده بودم و گریه ش گرفته بود و تازگیا توی فیسبوک پیداش کردمو پیدا میکنم زار زار بغلش میکنم ازش حلالیت میطلبم برمیگردم.
+ البته اول میگم مزاحم نشین بعد گوشیو میذارم.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ گوشیو میذارم میگم مزاحم نشین آقا.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ مث ابرای باهار.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ دس و پامو گم می کنم.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا می کنی؟
+ التماس می کنم که یه مهلت دیگه بم بدن.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ میگم دوروغ میگین.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ بشکلی هیستیریک میخندم.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا می کنی؟
+ اشاره می کنم که مفاهیمی چون دیقه و عمر معانی متعین و جهانشمولی ندارند.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ میگم سلام چتوری اختاپوس.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ به آرنجم اشاره می کنم.
= اگه بگن یه دیقه از عمرت مونده چیکا میکنی؟
+ می ترسم.
بخورید
ولی نیاشامید
اسراف هم کردید کردید
ولی نیاشامید.
بدمزه است.

۱۳۸۹ تیر ۲۱, دوشنبه

یه روزی
همه مون
باس بکشیم بیرون.
ما به لبهای پر از حادثه عادت داریم.
رژیم که عوض شه
گوسفندامو میفروشم
میرم یه میکده میزنم
اسمشم میذارم فانوسکای خاموش
ینی میکده ها
نه از این سوسولیای خارجی
میکده قشنگ
اصن خرابات
میکده ی فانوسکای خاموش
با مدیریت مظفر
چه حالی بده
خودمم میشم ساقی
پیک و گیلاس و قرتیبازی هم نداریم
جام و ساغر و پیاله میدم دستتون
سبو و رطل و صراحی و قرابه
اصن قدح
چه حالی بده

نوش

۱۳۸۹ تیر ۱۸, جمعه

شماها چه جوری زندگی می کنین؟
زندگی خیلی چیز سفتیه که.
شما یادتون نمیاد. منم یادم نمیاد.
وراودته التی هو فی بیتها عن نفسه و غلقت الابواب و قالت هیت لک
سوره ی یوسف

۱۳۸۹ تیر ۱۵, سه‌شنبه

شماها یادتون نمیاد
چون صغیر هستین
طفل اید
چن سالتونه؟
میخواین بکنمتون؟
ولی من یادمه قشنگ
چون من بزرگم خیلی
یه مرد سن دار هستم
سن خر پیر رو دارم
قشنگ یادمه
شماها یادتون نمیاد. ولی یه زمانی می خواستم بکنمتون.
شماها یادتون نمیاد
ولی من یادم میاد
خیلی
رفتم دکتر
گفتم آقای دکتر من خیلی یادم میاد
تقریبا هر روز
گاهی روزی چن بار
بضی وختا که چن بار پش سر هم یادم میاد،
خون میاد بعدش حتا
چه کنم؟
یه معاینه کرد دکتره
بعد نیشس پشت میزش
گوشی رو انداخ دور گردنش
در حالی که – گلاب به روتون – آرنجشو گذاشته بود رو میز
دستاشو قلاب کرد تو هم
چونشو گذاشت رو قلاب دستا
یه لحن متفکرمعابانه ای بخودش گرفت
ببین جانم
از روزی سه بار تا هفته ای سه بار طبیعیه
دکتره گف
ولی اگه بیشتر یادتون میاد
یه ضماد میدم بهت
بمالی روش.
شماها یادتون نمیاد
ولی مال من خیلی میاد
و یه جوری شده که مجبورم ضماد بمالم
و نمیتونم راحت رو صندلی بشینم
شماها یادتون نمیاد
خوش بهالتون

۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه

بدهید.

۱۳۸۹ تیر ۱۱, جمعه

امروز جمعه هست.
بازم یه جمعه ی دیگه، پر از نشاط و تحرک و سرزندگی.
وای. من چقدر امروز شاداب و باانرژی هستم.

۱۳۸۹ تیر ۱۰, پنجشنبه

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای بلاهت
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاه ات
من همه محو تماشای فلان ات
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای وقاحت

۱۳۸۹ تیر ۹, چهارشنبه

گفتم غم تو دارم
ای تو یارم
از گذشته یادگارم
حسن‌ت
به‌اتفاق ملاحت
جهان گرفت
آری
مع‌الاسف
جهان می‌توان گرفت
حسن ات به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری، گلاب به روت، جهان می توان گرفت
[این لیست را کامل کنید]
قوری گل قرمز.
سه شیشه شیر سه سیر سرشیر.
تاجر تو چه تجارت می کنی.
دوغ گازدار گاز دوغدار
امشب شب سه شمبه س فردا شبم سه شمبه س این سه 3 شب اون سه 3 شب هر سه 3 شب سه شمبه س.
شیخ شمس الدین سه شمبه شب تو شمس آباد سه شیشه شرابو سرکشید.
سپر جلو ماشین عقبی خورد به سپر عقب ماشین جلویی.
لاف عشق و گله از یار؟
بیلاخ.
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اختشاش جهان می توان گرفت

۱۳۸۹ تیر ۸, سه‌شنبه

اسمم؟ مظفر. من مظفرم. بم بگین مظفر. چتوری مظفر. سلام مظفر. نوشته شده توسط مظفر در ساعت 01:37. مظفر می گوید فلان. مظفر روانیی بقرعان. مظفر میخوای بکنمت؟ مظفر راضی ام ازت. مظفر مظفر که میگن تویی؟ چخبر مظفر. مظفر بر وزن مضرس. مظفر بر وزن معول. مظفر بر وزن استکتاب. مظفر بر وزن تخدیرالعواطف. مظفر چن چندن؟ مظفر ببند دهنتو. مظفر یه کم یواشتر. مظفر بیا تمام اش کنیم. بر ما چه رفته است مظفر؟ حسنت به اتفاق مظفر جهان گرفت. مظفرکوچیکه. مظفر تخته اینوره. بنده رو به مظفری خودتون قبول کنین. مظفر این شصدوسه درصد که میگن کو؟ فانوسکای خاموش. یه بوس بده مظفر. مظفر به عمو سلام کن. سلام عمو. سلام مظفر. آقا دوماد چیکارن؟ مظفرن. به مظفر سلامی دوباره خاهم کرد. مظفر ال دینشاه. مظفر برو دکتر. چون پیر شدی مظفر از میکده بیرون رو. مظفر خان. مظفرانی که با من خابیده اند. این چه حرفیه مظفر؟ نظر بنده به نظر مظفر نزدیکتر است. مظفر پاره ی تن من است. اینایی که مظفرن. بوس به مظفر. لایک به مظفر. مظفر اینجا چه غلطی میکنی. مظفر.
حسنت
به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتفاق
فلان می توان گرفت
لایک خور
http://www.likekhor.com/hot
حسنت
به اتفاق ملاحت
جهان گرفت
آری
اینچنین بود برادر

۱۳۸۹ تیر ۳, پنجشنبه

میدونه
بابا میدونه
خود شیطون بلاش میدونه
که من عاشق اون قد و بالاشم
= اینجا چه غلطی می کنی؟
- آپارتاید جنسی رو مکررا بازنمایی می کنم.
فصل سرما که گذشت
فصل گرما که گذشت
عمری از ما که گذشت
نمیای دیدن یار
فصل سرما که گذشت
فصل گرما که گذشت
عمری از ما که گذشت
نمیای دیدن یار
= اینجا چه غلطی می کنی؟
- صورت مساله رو پاک می کنم.
= اینجا چه غلطی می کنی؟
- دارم آسیب می بینم.
به اتفاق هم شد اسم؟

۱۳۸۹ خرداد ۳۱, دوشنبه

= اینجا چه غلطی می کنی؟
- دارم یه چیزاییو لحاظ می کنم.
= اینجا چه غلطی می کنی؟
- تو جای بهتری سراغ داری؟
= هر غلطی می کنی مواظب باش رو لباسای من نریزه.
- باشه.
= اینجا چه غلطی می کنی؟
- نگم چیکارم می کنی؟
= می کنمت.
- نمیگم.
= اینجا چه غلطی می کنی؟
- دکتربازی می کنم باهاش.
= خیلخب. بشرطیکه اذیت نکنین همو.
= اینجا چه غلطی می کنی؟
- دارم تاکید می کنم.
= اینجا چه غلطی می کنی؟
- کنتور، کنتورتون کجاس؟ مامور آبم.
= پایین تو حیاط پای حوض. الان سه ی شبه ولی.
- شیفت شبیم.
= نفس نفس چرا می زنی؟ چرا لباس تنت نیس؟
- چقد حرف میزنی تو. اصن مامور آب دیدی تو عمرت؟
سر زنگ هندسه
میگم این درسا بسه
کاشکی زود زنگ بخوره
دل به دلدار برسه (2)
= اینجا چه غلطی می کنی؟
- نمیگم تا جونت درآد.
= اینجا چه غلطی می کنی؟
- سرما می خورم.

۱۳۸۹ خرداد ۳۰, یکشنبه

= اینجا چه غلطی می کنی؟
- داد نزن بابات بیدار میشه.
= اینجا چه غلطی می کنی؟
- بخدا توپمون افتاده بود اومدیم ورداریم.
= چرا لباس تنت نیس پس تولسسگ؟
- اه! لباسام کو؟
= اینجا چه غلطی می کنی؟
- دارم مثال می زنم.
= اینجا چه غلطی می کنی؟
- دارم میدم.
= آه ببخشید فک کردم داری سیگار میکشی.
= اینجا چه غلطی می کنی؟
- غلطه؟ اگه راس میگی خودت بکن ببینم درستش چجوریه.
= اینجا چه غلطی می کنی؟
- غلط نیس که. کجاش غلطه.
من فش ناموسی ام
من را بدهید.
بهار اومد گلا وا شد
دل ما باز خاطرخا شد
بهار اومد هوا خوبه
نگار من چه محجوبه (2)

۱۳۸۹ خرداد ۲۸, جمعه

- الو صد و ده؟
+ اشتباهه.
- مگه صد و ده نیس؟
+ چرا.
- پس چی؟
+ گیر نده دیگه.
- باشه ولی من صدودهو گرفتما.
+ قطع کن خواهش می کنم.
- میخوای بعدا زنگ بزنم؟
+ نه. من نامزد دارم.
- الو صد و ده؟
+ نیستن الان. شما چه نسبتی باهاشون دارین؟
- خاهرمه بقران.
+ دوروغ میگی. ببرینش تو ون.
- الو صد و ده؟
+ صد و ده بفرماید.
- یه پیتزا گوشتوقارچ لطفا.
+ به نام ... ؟
- فانوسکای خاموش.
+ می فرستم خدمتتون.
- الو صد و ده؟
+ بله.
- اینجا آدم کشتن.
+ تو خودت ما رو کشتی خوشگله.
- جووون.
- الو صد و ده؟
+ رفته بیرون مادرجان. بگم کی زنگ زده؟
- به اتفاق.
+ بگم چی کارش داشتین؟
- میخواستم بکنمشون.
+ الاهی پیر شی. بش میگم.
- صد و ده؟
+ خیر.
- پسچنتا؟
+ دوتا.
- الو صد و ده؟
+ خیر.
- صد و یازده؟
+ خیر.
- صد و دوازده؟
+ یه فرصت دیگه به شما میدیم.
- صد و سیزده؟
+ آفرین! شما برنده شدین.
- الو صد و ده؟
+ بله بفرمایین.
- میخواستم جواب مسابقه رو بگم.
+ بفرمایید.
- فانوسکای خاموش؟
+ بله درسته.
- الو صد و ده؟
+ بله بفرمایین.
- اینجا سرقت شده.
+ چی بردن؟
- رای منو دزدیدن.
+ دارن باهاش پز میدن؟
- بله.
+ الان اعزام میکنیم.
- الو صد و ده؟
+ پاسخگوی – شماره ی – صد و – سی و – هفت – بفرمائید.
- الو صد و ده؟
+ اینجا صد و هیژدهه آقا.
- ولی من صد و دهو گرفتم.
+ اشتبا گرفتین.
- خب شماره ی صد و دهو بدین لطفا.
+ لطفا – یادداشت بفرمائید. – صد و – ده.
- الو صد و ده؟
+ از اینجا رفتن.
- شما شماریی ازشون ندارین؟
+ صد و بیس و پنجو بگیرین.
- اون که آتیشنشانیه؟
+ یاه یاه یاه.
- یاه یاه یاه.
- الو صد و ده؟
+ اشتباهه.
- یک یک صفر نیست مگه؟
+ شماره درسته، ولی صد و ده نیس اینجا.
- ببخشید.
- الو صد و ده؟
+ یه دونه یک اشتبا گرفتین. اینجا صد و یازدهه.
- عذرخواهم از حضورتون.
اما بعد.
وسسلام و وصصلات علا سیدنا و نبینا و رسولنا خاتمل انبیاع ولمرسلین ابلقاسم مستفا محـــــ[صلوات]ـــندس. مهندس. ابلقاسم مستفا مهندس.
ربشرحلی صدری و یسرلی امری وهلل عقدتمن لسانی یفقهو قولی.

۱۳۸۹ خرداد ۲۶, چهارشنبه

منو شماها نمیشناسین
با هشیکی ارتباط ندارم
یک شخصیتی هستم ایزوله منحیثلمجموع
فقد صوب و ظهر و شب خونواده جهت تغذیه صدام می کنن
باقی وختا تو اتاقمم
کپیدم یه گوشه همین جور زل زدم به مونیتور
بلکه عقده های فوروخوردمو بدین طریق ارضاع کنم
فهمیدین؟ ارضاع.
از دانشگا اخراج شدم
از سربازی فلار کردم
سر کار نمیرم
ناپدریم کراکیه
هر روز کتکم میزنه
هر روز مجبورم میکنه برم هیزم جم کنم
یه بار با قرصای خاهرم خودمو کشتم
حالام اینجام
البته زنده موندم.
حالام اینجام.
انقد از خونه در نیومدم راشیتیسم شدم
اصن یه وعضی
اتاقم بوی گه سگ میده
دندونام سیاس
گوشام وزوز میکنه
پشت چشام جرقه میزنه
این وعضمه.
با هیشکی ارتباط ندارم
حالام که اینجام
چی شد این همه لایک زدین یهو؟
دلالت زیباشناختانه ای رو که پشت نگاهتون هست بنده درک نمی کنم.
با مثال توضیح دهید.
در صورت لزوم می توانید از پشت برگه استفاده کنید.
وقت 1:45 دیقه
قلم و قدمتان در راه حق پایدار باد.

۱۳۸۹ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

[گشت نسبت]
شما با هم چه رابطه ای دارین؟
دس رو دلم نذار جناب سروان.
[گشت نسبت]
با هم چه نسبتی دارین؟
فالوئر هم ایم.
[گشت نسبت]
شما با هم چه رابطه ای دارین؟
پیوند کووالانسی داریم.
[گشت نسبت]
نسبت شما با هم چیه؟
master & slave
[گشت نسبت]
- شما با هم چه نسبتی دارین؟
+ ما
- ببند دهنتو
+ اجازه بدین
- خفه شو
+ توضیح میدم
- صدات در نیاد
+ می خواین بکنمتون؟
- بله حتما
[گشت نسبت]
شما دو تا با هم چه رابطه ای دارین؟
رابطه ی اورال.
[گشت نسبت]
نسبت شما با هم چیه؟
ما گیلاس ایم.
[گشت نسبت]
شما با هم چه رابطه ای دارین؟
یک رابطه ی سست.
[گشت نسبت]
رابطه ی شما با هم چیه؟
یه رابطه ی خاصیه.
[گشت نسبت]
شما با هم چه رابطه ای دارید؟
روابط بین الملل
[گشت نسبت]
نسبت شما خانم و آقا چیه؟
صرفا تشابه اسمی داریم با هم.
[گشت نسبت]
نسبت شما با ایشون چیه؟
ما فانوسکای خاموش هم ایم.
[صدای ضجه ی حضار]
[گشت نسبت]
نسبت شما 2 تا چیه؟
نسبت ما به چی چیه؟
[گشت نسبت]
شما با هم چه رابطه ای دارین؟
رابطه ی جنسی
[گشت نسبت]
نسبت شما دو تا چیه؟
متنافر هستیم.
[گشت نسبت]
شما چه نسبتی با هم دارین؟
تباین.
[گشت نسبت]
ایشون چیکاره ی شمان؟
من دوست دختر این خانوم هستم.
[گشت نسبت]
نسبت شما با ایشون چیه؟
نسبت وتر به ضلع بزرگتر
[گشت نسبت]
شما چه نسبتی با هم دارید؟
حاشر و محشور
[گشت نسبت]
شما دو نفر با هم چه رابطه ای دارین؟
رابطه ی غیر خطی
[گشت نسبت]
- شما با هم چه نسبتی دارین؟
+ سوال بعد لطفا
- بیست امتیاز ازتون کم میشه. عب نداره؟
+ نع
[گشت نسبت]
نسبت شما دو تا با هم چیه؟
این همانی
[گشت نسبت]
نسبت شما دو تا با هم چیه؟
فاسق و مفسوق
[گشت نسبت]
شما دو تا چه رابطه ای با هم دارین؟
رابطه ی عکس مجذوری
[گشت نسبت]
شما دو تا چه نسبتی با هم دارین؟
نسبی
[گشت نسبت]
شما دو تا چه نسبتی با هم دارین؟
سببی
[گشت نسبت]
شما دو تا چه نسبتی با هم دارین؟
جزء به کل

۱۳۸۹ خرداد ۲۲, شنبه

(احوال پرسی - مدل هندوانه)
hi
.
?
:|
همم
y
y
(احوال پرسی - مدل غیرخطی)
- چیکا می کنی؟
- سلام. چه خبر؟
- آره. سلام
- باشه. خوبی؟
- خبری نیس
- مرسی
- تو چطوری؟
- نه ممنون
- مثل همیشه
(احوال پرسی - مدل هارش)
- چطوری؟
- به تو چه.
- خوبی؟
- ببند دهنتو.
- چه خبر؟
- خفه شو تو.
(احوال پرسی - مدل فانوسکای خاموش)
- سلام. حال شما چطوره؟
- سلام. خوبستم. شما خوبین؟
- بله. ممنونم.
- می خواین بکنمتون؟
- اختیار دارین.
(احوال پرسی - مدل غیرمستقیم)
- مامانت چطوره؟
(احوال پرسی - مدل پاکت)
- شتولی عچق من؟
- jo0on kho0m0ole man!!! kho0fi to?!?
- آره خوچگل توچولوی من.
(احوال پرسی - مدل ترم دو امیرکبیر)
- سلام مهندس
- سلام مهندس
(احوال پرسی - مدل نگتیو)
- سلام. چطوری؟
- مزخرف و کثافتم عوضی می خوام توو صورتت عق بزنم گه سگ انتر
- فک کنم زیاد سر حال نیستی
- آره عزیزم
- بای
- بای
(احوال پرسی - مدل پازتیو)
سلام. خوبی؟
سلام. خوبم. تو خوبی؟
خوبم.

۱۳۸۹ خرداد ۲۱, جمعه

من کی ام؟
من مرد تنهای شبم.
من کی ام؟
زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد
امام خمینی (ره):
مسافرین محترمی که قصد ادامه ی مسیر به سمت تجریش یا شهر ری را دارند لطفا از قطار پیاده شده و با توجه به تابلوهای راهنما به خط یک مراجعه کنند.

بحار الانوار - ج 3 - ص 546

۱۳۸۹ خرداد ۱۷, دوشنبه

من کی ام؟
خفه شو
من کی ام؟
زر نزن
من کی ام؟
ببند دهنتو
من کی ام؟
به تو چه
من کی ام؟
یه مستطیل
من کی ام؟
یه گنده لات
من کی ام؟
یه جمجمه
من کی ام؟
be.ettefaagh@gmail.com
من کی ام؟
یه سرگذشت

۱۳۸۹ خرداد ۱۶, یکشنبه

من کی ام؟
یه لحن شل
من کی ام؟
یه بیشرف
من کی ام؟
یه مشتلق
من کی ام؟
یه دور کند
من کی ام؟
یه منحصر
من کی ام؟
یه بوس بده.
میخواین یه کار بکنم که به هزار تا کار بیارزه؟
من کی ام؟
یه جای خاب
من کی ام؟
یه مداد. من یه مدادم.
من کی ام؟
یه جقجقه
من کی ام؟
یه ماست ترش
من کی ام؟
یه رقص نور
من کی ام؟
یه زن، تو حوض
من کی ام؟
یه گوله برف
من کی ام؟
یه شیب تند
من کی ام؟
یه دست رد
من کی ام؟
یه جف جوراب
من کی ام؟
یه بوف کور
من کی ام؟
خاتمی ام
من کی ام؟
یه بنگادار
من کی ام؟
یه مایتابه
من کی ام؟
یه مرغ کرچ
من کی ام؟
یه سیم لخت

۱۳۸۹ خرداد ۱۵, شنبه

من کی ام؟
سوسن خانوم
من کی ام؟
یه پسمدرن
من کی ام؟
زنی خشن
من کی ام؟
یه پا به ماه
من کی ام؟
یه سرسیلندر
من کی ام؟
یه حرف ربط
من کی ام؟
یه پیک عرق
من کی ام؟
یه بت شکن
من کی ام؟
خامنه ای
من کی ام؟
یه ظرف سالاد
من کی ام؟
یه مادمازل
من کی ام؟
یه شادیصدر
نویسه هایی را که در تصویر بالا مشاهده می کنید، تایپ کنید.

در صورت ایجاد تعداد زیادی پست در یک روز، باید تأیید کلمه را انجام دهید. بعد از 24 ساعت، تأیید کلمه به صورت خودکار حذف می شود.
من کی ام؟
یه زن نما
من کی ام؟
یه بچه باز
من کی ام؟
یه مرد گی
من کی ام؟
یه زن ستیز
من کی ام؟
یه لزبین
من کی ام؟
دیکلوفناک
من کی ام؟
یه مرتکب
من کی ام؟
یه حبه قند
من کی ام؟
یه شیر آب
من کی ام؟
یه طعم گس
من کی ام؟
یه تخم جن.
من کی ام؟
یه پا خانوم.
من کی ام؟
بچه رو کی کرده؟
من کی ام؟
یه بال مرغ.
من کی ام؟
یه پیچ سفت.
من کی ام؟
من یه تربچه ام که خونه ام توی باغچه است.
من کی ام؟
یه شعر نو.
من کی ام؟
من یه شخصیت در سایه هستم.
من کی ام؟
یه ظهر داغ.
من کی ام؟
یه کابل برق.
من کی ام؟
یه چاه نفت.
من کی ام؟
صاحاب یه کافی نت طرفای انقلاب.
فانوسکای خاموش
به عنوان یک غلط مصطلح
فانوسکای خاموش
15% چربی.
فانوسکای خاموش
در مظان اتهام
من کی ام؟
یه تک درخت.
من کی ام؟
یه وبلاگ نویس خیلی معروف.
من کی ام؟
یه دوست خوب.
من کی ام؟
یه گل پسر.
من کی ام؟
من یه زن خرابم که وختایی که مشتری ندارم میام اینجا.
من کی ام؟
کایزر شوزه.
من کی ام؟
حاج رسول رستگاری.
من کی ام؟
یه سلبریتی که اگه اسممو بگم پشماتون میریزه.
من کی ام؟
یه باد سرد.
من کی ام؟
یه برگ خشک.
من کی ام؟
یه آس و پاس.
من کی ام؟
یه مرد بازاری ام که شبا که از سر کار میام برای فان میام اینجا.
من کی ام؟
یه دختر پش کنکوری ام که دوس دارم آدما رو سر کار بذارم.
من کی ام؟
من یه مرد چل و پن سالم که موهای جوگندمی داره و رییس یه شرکت خصوصیه. توی شرکت یواشکی وبلاگ می نویسم.
من کی ام؟
من یه زن خونه دارم که دارم ادای یه وبلاگ نویس تینیجرو درمیارم.
من کی ام؟
یه نوجوون.
من کی ام؟
یه در به در.
من کی ام؟
یه بی پدر.
من کی ام؟
یه پیره زن.
من کی ام؟
به اتفاق.
من کی ام؟
یه تخمسگ.
من کی ام؟
یه لوله کش.
فانوسکای خاموش
به عنوان رگبار مصیبت
من کی ام؟
یه دخترک.
من کی ام؟
یه مرد چاق.

۱۳۸۹ خرداد ۱۴, جمعه

جانر
لایک به کامنتی ها
فانوسکای خاموش
با مجوز رسمی از وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی
فانوسکای خاموش
به عنوان فصل الخطاب
فانوسکای خاموش
به عنوان معیار غایی سنجش سطح درک و فهم آدما
فانوسکای خاموش (18)
فانوسکای خاموش
به عنوان یک برنامه ی تلویزیونی پرطرفدار
خودت مزخرف میبافی کس پرت میگی
هی من هیچی نمیگم پر رو میشین
فانوسکای خاموش
به عنوان سوژه ی یارکشی
فانوسکای خاموش
فهم خاصی می خواهد.
فانوسکای خاموش
از دید خواص با بصیرت
براش دس بزنین
فانوسکای خاموش
دانیال توضیح می دهد
فانوسکای خاموش
به فتح سین.
بی سوادا
فانوسکای خاموش
از نگاه امام راحل
فانوسکای خاموش
به عنوان دشمنان قسم خورده ی اسلام و مسلمین
فانوسکای خاموش
قربتن الللاه
فانوسکای خاموش
به امامت ولی امر مسلمین
فانوسکای خاموش
به عنوان عوامل خودسر
فانوسکای خاموش
در ویکی پدیا
گفتم دکتر بازی یادم اومد یه چیزی میخواستین.
فانوسکای خاموش
به عنوان اسم یک بازی که در آن افراد به دو گروه تقسیم می شوند و فانوسکای همدیگر را خاموش می کنند. برنده کسی است که فانوسکای بیشتری را خاموش کرده باشد. شباهت هایی به دکتربازی دارد.
فانوسکای خاموش
سهامی عام
فانوسکای خاموش
با مسوولیت محدود
فانوسکای خاموش
به عنوان اسم یک شرکت کامپویوتری
فانوسکای خاموش
به عنوان نام یک غذای محلی که با نوعی ادویه ی کوهی در برخی از توابع مرزن آباد طبخ می شود و البته بسیار لذیذ است.
فانوسکای خاموش
به عنوان ضرب المثل
فانوسکای خاموش
به عنوان یه مشت بچه قرتی
فانوسکای خاموش
به عنوان عناصر پشت صحنه
فانوسکای خاموش
به عنوان یک هیات بلند پایه
ماراست قامتان جاودانه ی تاریخ خواهیم ماند.
اونایی که می‌خوان دستاشون بالا
فانوسکای خاموش
شعبه ی دیگری ندارد
الجلسات الحوزوی
العلامة: فانوسکای...؟
الطلبة الاول: کم مصرف؟
الطلبة الثانی: آدم فروش؟
الطلبة الثالث: میخواین بکنمتون؟
الطلبة الرابع: سر به هوا؟
الطلبة الخامس:‌ زبل؟
الطلبة السادس: دوگانه سوز؟
الطلبة السابع: خا...
العلامة: احسنت! خا چی؟
الطلبة السابع: خارتو گاییدم با این وبلاگ نوشتنت
فانوسکای خاموش
(آنچه گذشت)
فانوسکای خاموش
خانه به خانه کو به کو
پیام وبلاگ شما با موفقیت منتشر شد!

مشاهده پست
باید تغییر کند؟ ويرايش پيام | ایجاد پیام جديد
فانوسکای خاموش
در گفتگو با صادق صبا
به مناسبت رحلت جانچیز بنیانگذار فیلان، یه دیقه هیشکی هیچی شر نکنه
فانوسکای خاموش (17 – سری جدید)
فانوسکای خاموش (بخش شانزدهم و پایانی)
فانوسکای خاموش
با فاصله
فانوسکای‌خاموش
با نیم‌فاصله
فانوسکای خاموش
صدای یک دنیای بی‌صدا
بخورش

۱۳۸۹ خرداد ۱۲, چهارشنبه

فانوسکای خاموش
به اتفاق آرا
فانوسکای خاموش
لطفا از اینجا باز شود
فانوسکای خاموش
به طوری که سر برجسته ی آن بالا قرار گیرد
جانر
اینایی که در ساحل نیشستن شاد و خندونند
جانر
سبکباران ساحلها
فانوسکای خاموش
روی موج اف ام

فانوسکای خاموش
روی موج سنگین گذر زمان

فانوسکای خاموش
روی موج تازه ی دستگیری ها

فانوسکای خاموش
روی موجی از وحشت
جانر
اینایی که دست از طلب ندارن تا کامشون بربیاد، یا تنشون برسه به جانون یا جونشون ز تن دربیاد
فانوسکای خاموش
Gape .

۱۳۸۹ خرداد ۱۱, سه‌شنبه

فانوسکای خاموش (15)
فانوسکای خاموش
روایتی از یک نسل سوخته
دستا شله
می خواین...؟
جانر
اینایی که پستای منو لایک می زنن
فانوسکای خاموش
به عنوان فش ناموسی
اونجا نه، یه کم پایین تر، حالا برو.
فانوسکای خاموش
به عنوان مهمان ویژه در همین برنامه، فردا شب ساعت شیش به وقت تهران
فانوسکای خاموش
یازده ساله از بروجرد
فانوسکای خاموش
به عنوان اسم بخش ویژه ی یه جشنواره
فانوسکای خاموش
در بازار بورس
فانوسکای خاموش
3 people liked this - Matilda ., Mehdi Hamzaaad, Hooman Rezaeian
فانوسکای خاموش
Add star * Like Share * Share with note * Email * Keep unread * Add tags
فانوسکای خاموش
Anonymous.
فانوسکای خاموش
افیون توده ها
فانوسکای خاموش
به عنوان یوزپلنگانی که با من دویده اند.
فانوسکای خاموش
محسن قرائتی.
فانوسکای خاموش
Matilda.
فانوسکای خاموش
Farbud Akhtarry.
فانوسکای خاموش
شبها بفرماین روضه
فانوسکای خاموش
به عنوان اسم یه هیات
فانوسکای خاموش
به عنوان دلبرکان غمگین من
فانوسکای خاموش
نصب در محل
فانوسکای خاموش (ادامه)
فانوسکای خاموش
با 67 امتیاز و 3 نظرات فرستاده شده در بخش سرگرمی
فانوسکای خاموش
در سه ست پیاپی
فانوسکای خاموش
چشای تو، وختی دوسم نداری
فانوسکای خاموش
به عنوان نام انتخابی بیست و سی برای باند قاتلان زنجیره ای

۱۳۸۹ خرداد ۹, یکشنبه

فانوسکای خاموش (12+2)
جانر
اینایی که رسانه ان.
فانوسکای خاموش
رسانه شمایید.
چطوری به اتفاق؟ می خوای بکنمت؟
دارم با خودم حرف می زنم.
شما که غریبه نیستین.
حالا خودش اندازه یه ارزنه.
فانوسکای خاموش
خارق العاده: دو اینج در عرض یک ماه
فانوسکای خاموش
در تمام دراگ استورها و کتاب فوروشی های معتبر
فانوسکای خاموش
برای استعمال خارجی
فانوسکای خاموش
پیش از مصرف تکان دهید
فانوسکای خاموش
فقط با نسخه ی پزشک
فانوسکای خاموش
هر هشت ساعت یک بار
فانوسکای خاموش
به عنوان یک بیماری همه گیر
فانوسکای خاموش
در جام جهانی دوزار و ده
فانوسکای خاموش
به عنوان متهم ردیف اول پرونده ی واردات شیکر

۱۳۸۹ خرداد ۸, شنبه

"فانوسکای خاموش"
based on true story
فانوسکای خاموش
یا
منو داشته باشین چیجوری دارم فرت فرت آپدیت میکنم
فانوسکای خاموش
به عنوان توصیفی بر آقایانی که مصداق مقاله ی شادی صدر نیستند
فانوسکای خاموش
به عنوان یک اکثریت قریب به اتفاق
می خواین بکنمتون؟ (2)
فانوسکای خاموش
به عنوان اسم یه مشتمع مسکونی ایفده طبقه
فانوسکای خاموش (12+1)
یه چیز بگم بخندین.
فانوسکای خاموش
با زیرنویس فارسی
فانوسکای خاموش
با تخفیف شصدرصد
فانوسکای خاموش (12)
فانوسکای خاموش
حد فاصل پل صدر تا خیابان استاد معین
فانوسکای خاموش
مسیر شرق به غرب
ژانر
سواران دشت امید
ژانر
رفتگان این راه دراز
ژانر
اینایی که می خوان بکنمشون
فانوسکای خاموش
با بیش از چل سال سابقه
فانوسکای خاموش
کافی ست یک بار امتحان کنید
فانوسکای خاموش
به عنوان قند مکرر
قل نعوظ برب الناس

۱۳۸۹ خرداد ۶, پنجشنبه

فانوسکای خاموش
به عنوان وردی که بره ها می خوانند
قاه قاه قاه
فانوسکای خاموش
به عنوان مثال نقض
شوماخ یاکسوناف
به عنوان اسم داف
اجلوپات‌جم‌می‌کنه‌برگای‌زردوخسته
فانوسکای خاموش
واسه تموم سلیقه ها
فانوسکای خاموش
با اقساط بیسچارماهه
فانوسکای خاموش
تاخیری
ولش کن داره میاد.
فانوسکای خاموش
بالدار
فانوسکای خاموش
بدون درد و خونریزی
فانوسکای خاموش
حواشی و تعلیقات
فانوسکای خاموش
و هزاران جایزه ی مادی و معنوی دیگر
از دستم افتاد.
فانوسکای خاموش
یک خودزنی اینترنتی
فانوسکای خاموش
از نظریه تا عمل
فانوسکای خاموش
به عنوان تجلی یک مغز گوزیده
فانوسکای خاموش:
از ابی حامدی برائت می جوییم
فانوسکای خاموش
به عنوان اقلیت معترض
فانوسکای خاموش
بلی. فانوسکای خاموش
فانوسکای خاموش (11)
شوماخ یاکسوناف
فانوسکای خاموش
به عنوان اسم مسابقه ی ساخت کاردستی با موضوع اهل بیت عصمت و فیلان
ژانر
من
فانوسکای خاموش
با زیتون پرورده و مخلفات
فانوسکای خاموش
ان الانسان لفی خسر.
فانوسکای خاموش
نمایشی در سه پرده
فانوسکای خاموش (10 + ضمیمه ی تمام رنگی)
فانوسکای خاموش
به عنوان ترجیع بند ترانه ای از شهرام شپپره
فانوسکای خاموش
به عنوان هجویه ای بر عملکرد پرابهام روشنفکران دینی در سه دهه ی اخیر
فانوسکای خاموش
به عنوان اسم رمز عملیات
فانوسکای خاموش
به عنوان شعار هفته
ژانر
آنان که به اتفاق ملاحت جهان می گیرند
ژانر
دلبر. که جان فرسود از او.
ژانر
آن قماربازی که بباخت هرچه بودش
فانوسکای خاموش
به عنوان مردان بی ادعا

۱۳۸۹ خرداد ۵, چهارشنبه

فانوسکای خاموش (9)
ژانر
آنان که به صحرای علل تاخته اند
ژانر
آنان که محیط فضل و آداب شدند
ژانر
هر که در این حلقه نیست
فانوسکای خاموش
به عنوان ژانر
فانوسکای خاموش
به عنوان نماد دلتنگی های بشر در تمام قرون و اعصار
فانوسکای خاموش
به عنوان منگ نرج
فانوسکای خاموش
به عنوان ننگ جرم
فانوسکای خاموش
به عنوان ابزار جنگ نرم
فانوسکای خاموش
به عنوان اسم یک گالری عکاسی با موضوع کودکان کار

۱۳۸۹ خرداد ۴, سه‌شنبه

فانوسکای خاموش (8)
فانوسکای خاموش
به عنوان سران فتنه
فانوسکای خاموش
HoseiN
فانوسکای خاموش
با مدیریت جدید و تصحیح قزوینی و غنی

فانوسکای خاموش
در و پنجره
خریداریم

فانوسکای خاموش
بایدها و نبایدها
میخواین بکنمتون؟
فانوسکای خاموش
خاموشکای فانوس

فانوسکای خاموش
خانومکای فاسوش

فانوسکای خاموش
خاموسکای فانوش
فانوسکای خاموش
به عنوان اسم پیتسافروشی

فانوسکای خاموش
حتا روزهای تعطیل و جمعه ها

فانوسکای خاموش
لطفا با بستنی و سگ وارد نشوید

فانوسکای خاموش
ورود آقایان ممنوع

فانوسکای خاموش
اولین بار در خاورمیانه

فانوسکای خاموش
به عنوان ژانر
فانوسکای خاموش (7)
فانوسکای خاموش
و خاموشی فانوسکا

فانوسکای خاموش
به سعی خیام

فانوسکای خاموش
در قطع جیبی

فانوسکای خاموش
در تهران و شهرستان ها

فانوسکای خاموش
توهم یا واقعیت؟

فانوسکای خاموش
راهبردها و رویکردها
فانوسکای خاموش
به عنوان ماشیننوشته

فانوسکای خاموش
و راهکارهای غلبه بر آن
فانوسکای خاموش
برای زنان

فانوسکای خاموش
For dummies

فانوسکای خاموش
به زبان ساده

فانوسکای خاموش
برای مبتدیان

فانوسکای خاموش
سه تا هزار

فانوسکای خاموش
از آغاز تا امروز
فانوسکای خاموش
به هیچ عنوان

فانوسکای خاموش
چشای تو

فانوسکای خاموش
به عنوان اسم یک سریالفارسی

فانوسکای خاموش
به عنوان تیتر مقاله ای درباره ی پارک دانشجو

فانوسکای خاموش
به عنوان پدیده ای اجتماعی

فانوسکای خاموش
فرصت ها و تهدیدها

فانوسکای خاموش
و آینده ی پیش رو

فانوسکای خاموش
و معضل اشتغال در جهان سوم

فانوسکای خاموش
و نظم نوین جهانی

فانوسکای خاموش
در ده دقیقه
فانوسکای خاموش
فانوسکای نیمجون

فانوسکای خاموش
از یاد تو فراموش

فانوسکای خاموش
تو چله ی زمستون
حتا شبای یلدا

فانوسکای خاموش
به عنوان کرم مغزی

فانوسکای خاموش
به عنوان دکوراسیون خونه

فانوسکای خاموش
به عنوان مارک کا ندوم

فانوسکای خاموش
به عنوان قهرمانان ملی میهنی
فانوسکای خاموش (5 و 6)
فانوسکای خاموش
به عنوان فانوسکای خاموش

فانوسکای خاموش
از زبان فانوسکای خاموش

فانوسکای خاموش
علیه فانوسکای خاموش

فانوسکای خاموش
به عنوان مانیفست سیاسی

فانوسکای خاموش
به عنوان توصیفی بر عاشقان دلشیکسته ی کوچه گرد

فانوسکای خاموش
به عنوان ستاره های سربی

فانوسکای خاموش
به عنوان زباله ی خشک
فانوسکای خاموش (4)
فانوسکای خاموش
به عنوان نامی برای گشت مخفیانه ی امنیت اجتماعی

فانوسکای خاموش
به عنوان یک متن بدون عنوان

فانوسکای خاموش
به عنوان بدون شرح
فانوسکای خاموش
به عنوان صدای یک نسل
فانوسکای خاموش
به عنوان یک عمر دستاورد هنری
فانوسکای خاموش
به عنوان یادواره ی شهدای هشت سال دفاع فیلان
فانوسکای خاموش
به عنوان اسم مجله برای نابینایان
فانوسکای خاموش
به عنوان موضوع یک رمان زرد
فانوسکای خاموش
به عنوان اسم وبلاگ
فانوسکای خاموش (3)
فانوسکای خاموش (2)
ژانر
اونایی که سر پا واستادن
ژانر
سمن بویان
ژانر
هر آن کو خاطری مجموع و یاری نازنین دارد
ژانر
واعظانی که این جلوه در محراب و منبر می کنند
ژانر
جمع مستان
باس کلمه ها رو ول کرد
کلمه ها رو داریم ما شیکنجه میدیم
اشتماعیشون داریم می کنیم
سوشیالایزد
عینهو اینه که
یه دس کتشلوار بپوشونی تن یه بچه تخمسگ
کفش پاشنه بلن پاش کنی مقنعه بسر
بفرسسیش تو کوچه واس خودش با دوسرفیقاش دکتر بازی
نمیشه که آخه که
مگه میشه مگه؟
ها؟
اشتبا می کنیم داریم
داریم دوس داره بیاد آخر جمله، بماچچه؟
داریم برو هر جا دوس داری اصن قربونت
گند می زنیم داریم
ول کنینشون
اصن بذا قیافشون عوض شه
شکلک در آرن رو صفه
نشناسیمشون
کجکوله شن
چی مگه میشه مگه؟
ها؟
ژانر
اونایی که اون عقب نشستن
ژانر
نازنازان، دلنوازان
ژانر
آنان که در نظربازی ما حیرانند
ژانر
قوم به حج رفته
ژانر
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

۱۳۸۹ خرداد ۳, دوشنبه

برگریزونای پاییز
حسنت
به اتفاق ملاحت
جهان گرفت
آری
مث یه سگ
جهان می‌توان گرفت
خاویر پرز دکوئیار
حسن‌ت به اتفاق ملاح‌ت جهان گرفت‌
آری بشاش بره جهان می‌توان گرفت
فانوسکای خاموش
کودکان خوش سخن
شب فراری شده باز
دیده را باز کنید
شده هنگام نماز
خرمشهر را من آزاد کردم.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۵, شنبه

حسن ات به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری چه افتضاح -- جهان می‌ توان گرفت
در 03:45 0 پیام

:(
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت؛
آری چرا که نه. جهان می‌توان گرفت.
حسن ت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری تو شک نکن
جهان می‌توان گرفت
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت. آری؛ سه بار بگو "جهان می‌توان گرفت".
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت. ها خب. به اتفاق جهان می‌توان گرفت.
حسن ات به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری سه شنبه ها جهان می‌توان گرفت
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری، ببین منو، جهان می‌توان گرفت
حسنت
به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری
به تازگی
جهان می‌توان گرفت
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت؛ آری، گمان کنم جهان می‌توان گرفت.
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت؟ آری
جواب من: جهان می‌توان گرفت

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۳, پنجشنبه

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری چه خنده دار!
جهان می‌توان گرفت
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری
-- تو حرف نزن --
جهان می‌توان گرفت
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری
بدین طریق
جهان می‌توان گرفت
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری
بدین طریق
جهان می‌توان گرفت
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری ولی چه تلخ جهان می‌توان گرفت
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری هلوی من، جهان می‌توان گرفت
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به ناگهان جهان می‌توان گرفت

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه

واژه‌ی "گودر" اصلن خودش یک لغت اصیل پارسی می‌باشه که از کلمه‌ی پهلوی "گِوَدَرئه" (Gövâdâra'a) گرفته شده. این واژه در آیین پردهاسپ به معنی "قدم برداشتن در میان سنگ‌ها برای گرفتن قورباغه" می‌باشه و از حدود 423 سال پیش از طریق منطقه‌ی سوق‌الجیشی بین‌النهرین وارد زبان‌های هند و اروپایی شده.
آیین پردهاسپ یکی از آیین‌های کهن ایرانیان باستانه که حتا الان هم در بخش‌هایی از اسپات آباد (از توابع شهرستان سولقون) در جریان می‌باشه. مردمانی که به این آیین اعتقاد دارند پرده‌های خونه رو می‌پرستند.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۷, جمعه

دنیا کثافت شده
یه چیزایی می‌شنفه آدم
شاخ در میاره بمولا
امرو ساعت سه‌و‌بیس‌پن‌دقه
داشتم تو فاز یک را می‌رفتم
"چیزم تو دریچه‌ی آئورتت"
یکی به یکی گف.
خودم با همین گوشام شنیدم
همین جوری موندم
این‌جوری:
آ
باورتون می‌شه؟
منظورم‌ازچیزکیره
عجب کثافتی
"تو دریچه‌ی آئورتت".
شما می‌گین نه، ولی قبلنا اینجوری نبود
نبود بمولا
یه سری محل‌های آدم شریف بود
من نباس بگم، اصن من امل
ولی قلب مال عطوفته
کثافتی شده...
دریچه‌ی آئورتت

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۰, جمعه

حسنتبهاتفاقملاحتجهانگرفتآرتنمیشمدیگهیارتنمیشم.
در خرداد ماه دستبند قهوه‌ای خواهم بست.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳, جمعه

-------------
Omorashi
-------------
دوستای گلم
حالا که بهار شده
زمین بوی یاس می ده
می خواین بکنمتون؟
حالا که هوا انقد خوبه
انقد خوبه هوا
می خواین بکنمتون؟
قشنگا، خوشگلا
آخه این پست چیه که لایک می زنین؟
چیه که شر می کنین؟
می خواین بکنمتون؟
دوستای گلم
حالا که بهار خوبه
همه مون کسخلیم
می خواین بکنمتون؟

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲, پنجشنبه

تلاش و کوشش و، همت تمااااام
به راه مکتب و، در خط امااام
برگشتم
اگه بتون بگم چی شده بود تو این مدت
کجاها بودم
چیا سرم اومد
با همین چشام چیا دیدم
جیش می کنین تو شرتتون
جیش واقعی
به شرطی که شرت پاتون باشه
یا به سن بولوغ رسیده باشین

حالا الان اینا نیس که مهمه
مهم اینه که من اینجام
مث یه سرباز که از جنگ جهانی دوم زنده مونده باشه
یا یه زنی که تازه از زیر آوارای زلزله ی بم زنده بیرون اومده باشه

تو شرتتون جیش می کنین
قول می دم
جیش واقعی

۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه

زندگی
- - کلا - -
یه پروژه ی شیکست خوردست
این چیزیه که
هممون باید یه روزی بفهمیمش
خب دیگه
منم جل و پلاسمو جم می کنم می رم
تموم شد
همه چی تموم شد

۱۳۸۸ دی ۵, شنبه

مشاوره‌ی پزشکی
پسری جوان هستم. به‌تازگی گهی خورده‌ام به‌غایت تلخ. چه کنم؟

۱۳۸۸ دی ۴, جمعه

ما بچه های جنگیم
بچرخ تا بگرییم
چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد
ذلت نمی پذیرد
حزب فقط حزب علی
چای فقط گلستان

۱۳۸۸ دی ۱, سه‌شنبه

مشاوره‌ی پزشکی
جوانی هستم دانشجو، در رشته‌ی جنگلداری و مراتع، مدت یک سال است که مخ‌ام می‌گوزد. چه کنم؟

۱۳۸۸ آذر ۲۷, جمعه

... و ثبت نام آنان در هر مرحله از آزمون کان لم یکن تلقی خواهد شد.

۱۳۸۸ آذر ۲۶, پنجشنبه

مشاوره‌ی پزشکی
مردی هستم چهل و هفت ساله ساکن استان چهارمحال و بختیاری. می‌دهم، چه کنم؟

۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه

مشاوره‌ی پزشکی
دختری هستم حدودا سی و سه ساله، نسبتا مجرد، قد متوسط. ریده‌ام به زندگی، چه کنم؟

۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه

هی هی! امروز چشامو که وا کردم
دیدم یه کامنت دارم اون پایینا
اشکم پاشید - - از خوشحالی
پیچیدمش لای یه دسمالی
بدو بدو بردم کامنتی سر کوچه
به حاجی کامنتی گفتم کامنتم به چن؟
یه نیگا کرد
بعد یه تیکه چوب از بغل دسش ورداشت انداخت تو حلبی
گفت جوون این کامنتا دیگه این روزا خریدار نداره
الان دیگه همه تو گودرن
از این چیزا نمیخوان که
بعد دو تامون نیگا کردیم به آتیشا
و زمان گذشت
و باد اومد بین مون
و همه جا ساکت و خلوت بود
"ولی یکیو میشناسم به کارش میاد"
پیرمرده گف
"با این کامنتا یه جور کلوچه ی خونگی درس میکنه
بذاری دهنت آب میشه - - از خوشمزگی"
ولی من این حاجی کامنتیا رو میشناسم
همشون دغله دزدن
به خیالش با این حرفا خام میشم
خودم یکیو میشناسم تو کار کانسپچوال آرته
که اینکارس و اصلا هم گوزو نیس
میخوام فردا کامنترو بدم باهاش یه چی بسازه واسم
شاید یه جاشعمی، شایدم یه جف جوراب
ولی اگه نشه
کامنتمو اهداش می کنم
به جمعیت مبارزه با کودکان خیابانی
احتمالا.
ای پدر حیات نو
با بنز میای یا با پژو؟

۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه

آبکش به آفتابه میگه دو سوراخه

برچسب: حالا حکایت ماست
ای پدر حیات نو
بچه ات هم که توقیف شد
هاه

۱۳۸۸ آذر ۱۶, دوشنبه

ای پدر حیات نو
من یک بیمار روانی ام.
ای پدر حیات نو
صد بار تو را گفتم
کم خور دو سه پیمانه
من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من چی؟‌من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک چی‌ام؟ من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من چند بیمار روانی‌ام؟ من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. کی یک بیمار روانی است؟ من. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام.
من یک بیمار روانی‌ام.
من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام.

۱۳۸۸ آذر ۱۵, یکشنبه

گفتم غم تو دارم
گفتا به تخم راست‌ام
گفتم که ماه من شو
گفتا مگر که مست‌ام؟
گفتم ز مهرورزان
رسم وفا بیاموز
گفتش ببند دهان‌ات
تا خود آن را نبستم