اتفاقا خودشون نمی افتن.
من دارم میندازمشون.
۱۳۸۹ شهریور ۵, جمعه
این وبلاگ دوران خوشی داشت
اون زمون هف هش نفر باش سروکار داشتن
کی یادشه
اون موقه ها اینجا شبدر و یونجه میکاشتم
ماهی یه بار فقد میمدم یه آبی میدادم به اینجا
یه وختایی توی ننو لم می دادم
زل زده به افقهای وحشی غرب
خانوم اون بچچتو ساکتش کن
و افکار جاه نظرانه در سر
یه موقه هایییییم (مو – قه – ها – ییی – یم)
را میرفتم میدیدم یکی پای یه بته ای کامنت گذاشته واسم
انقده خوشال میشدم
انقده خوشال میشدم
خانوم اگه بلد نیستی دهن اون توله رو ببندی من بلدم
استغ فرللا
چی میگفتم؟
آها افقهای وحشی غرب
یه اتاقکی ساخته بودم کامنتا رو می بردم میذاشتم اونجا
هرزگاهی یکیشو وا میکردم یواشکی با یه مش بادوم زمینی می خوردم
مست میکردم باهاش
کی یادشه
حالا الان اون مزرعه هه شده پارکینگ طبقاتی
تو اون اتاقه هم یه پیریه رو گذاشتن مثلن نیگهبان
خب تولسسگ اگه اون بچه رو انگشت نکنیش صدا میده اصن؟
داد نزن سلیطه یکی باید دهن خودتو ببنده زنیکه ی مفنگی
آره که مال خودمه
بچه س که باشه مگه بچه نمیتونه کونی باشه مگه
بخاب بابا
عنینه
اون زمون هف هش نفر باش سروکار داشتن
کی یادشه
اون موقه ها اینجا شبدر و یونجه میکاشتم
ماهی یه بار فقد میمدم یه آبی میدادم به اینجا
یه وختایی توی ننو لم می دادم
زل زده به افقهای وحشی غرب
خانوم اون بچچتو ساکتش کن
و افکار جاه نظرانه در سر
یه موقه هایییییم (مو – قه – ها – ییی – یم)
را میرفتم میدیدم یکی پای یه بته ای کامنت گذاشته واسم
انقده خوشال میشدم
انقده خوشال میشدم
خانوم اگه بلد نیستی دهن اون توله رو ببندی من بلدم
استغ فرللا
چی میگفتم؟
آها افقهای وحشی غرب
یه اتاقکی ساخته بودم کامنتا رو می بردم میذاشتم اونجا
هرزگاهی یکیشو وا میکردم یواشکی با یه مش بادوم زمینی می خوردم
مست میکردم باهاش
کی یادشه
حالا الان اون مزرعه هه شده پارکینگ طبقاتی
تو اون اتاقه هم یه پیریه رو گذاشتن مثلن نیگهبان
خب تولسسگ اگه اون بچه رو انگشت نکنیش صدا میده اصن؟
داد نزن سلیطه یکی باید دهن خودتو ببنده زنیکه ی مفنگی
آره که مال خودمه
بچه س که باشه مگه بچه نمیتونه کونی باشه مگه
بخاب بابا
عنینه
۱۳۸۹ شهریور ۲, سهشنبه
۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه
۱۳۸۹ مرداد ۲۸, پنجشنبه
۱۳۸۹ مرداد ۱۷, یکشنبه
۱۳۸۹ مرداد ۳, یکشنبه
۱۳۸۹ تیر ۲۹, سهشنبه
۱۳۸۹ تیر ۲۳, چهارشنبه
چار تا لایک زدیم برات
دو بار تو روت خندیدیم
فک نکن خبریه.
همچی میگه باس جم کنم برم
انگار عن بخصوصیه واس خودش.
هه.
هر بار که یه پست مینوشتی
عرق سرد میکردیم
رنگمون میپرید
یجوری تو سکوت به هم زل میزدیم
انگار کسی جلومون عورت نمایی کرده
از بس خضعبلاط بود پستات.
ولی به روت نمیووردیم
میدونسسیم که تو یه سرخورده ی اشتماعی هستی
ولی بامذه بازی در میووردیم تو کامنتا فک کنی خوبی
توئم خوبی
خوشال شی برا خودت.
فک نکن خبری بوده.
میدونی چنبار موقه خوندن عراجیفت عق زدیم رو کیبوردامون؟
میدونی چقد چنگ زدیم به صورتمون موهامونو کندیم؟
حالا میخای بری. آره؟
درم ببند پش سرت.
فک نکن خبریه.
منتتو میکشه کسی؟
کونی.
دو بار تو روت خندیدیم
فک نکن خبریه.
همچی میگه باس جم کنم برم
انگار عن بخصوصیه واس خودش.
هه.
هر بار که یه پست مینوشتی
عرق سرد میکردیم
رنگمون میپرید
یجوری تو سکوت به هم زل میزدیم
انگار کسی جلومون عورت نمایی کرده
از بس خضعبلاط بود پستات.
ولی به روت نمیووردیم
میدونسسیم که تو یه سرخورده ی اشتماعی هستی
ولی بامذه بازی در میووردیم تو کامنتا فک کنی خوبی
توئم خوبی
خوشال شی برا خودت.
فک نکن خبری بوده.
میدونی چنبار موقه خوندن عراجیفت عق زدیم رو کیبوردامون؟
میدونی چقد چنگ زدیم به صورتمون موهامونو کندیم؟
حالا میخای بری. آره؟
درم ببند پش سرت.
فک نکن خبریه.
منتتو میکشه کسی؟
کونی.
یکی کامنت گذاشته:
به گه کشیدی خودتو. میدونی که خودت. البته کریس رونالدو هم تا قبل اینکه معروف بشه کونی نبود
فک کنم راس میگه
آره
باس جم کنم دیگه
خودم رو به گه کشیدم
آلوده کردم خودمو
منم تا یه زمانی کونی نبودم
تخسیر کسی هم نیس
هممون باس یه روزی بکشیم بیرون دیگه
منم خسته م
منم خسته م
میرم من
یه زمین دارم یه جا
میرم گندم بکارم
منم خسته م
باس جم کنم
به گه کشیدی خودتو. میدونی که خودت. البته کریس رونالدو هم تا قبل اینکه معروف بشه کونی نبود
فک کنم راس میگه
آره
باس جم کنم دیگه
خودم رو به گه کشیدم
آلوده کردم خودمو
منم تا یه زمانی کونی نبودم
تخسیر کسی هم نیس
هممون باس یه روزی بکشیم بیرون دیگه
منم خسته م
منم خسته م
میرم من
یه زمین دارم یه جا
میرم گندم بکارم
منم خسته م
باس جم کنم
۱۳۸۹ تیر ۲۲, سهشنبه
۱۳۸۹ تیر ۲۱, دوشنبه
رژیم که عوض شه
گوسفندامو میفروشم
میرم یه میکده میزنم
اسمشم میذارم فانوسکای خاموش
ینی میکده ها
نه از این سوسولیای خارجی
میکده قشنگ
اصن خرابات
میکده ی فانوسکای خاموش
با مدیریت مظفر
چه حالی بده
خودمم میشم ساقی
پیک و گیلاس و قرتیبازی هم نداریم
جام و ساغر و پیاله میدم دستتون
سبو و رطل و صراحی و قرابه
اصن قدح
چه حالی بده
نوش
گوسفندامو میفروشم
میرم یه میکده میزنم
اسمشم میذارم فانوسکای خاموش
ینی میکده ها
نه از این سوسولیای خارجی
میکده قشنگ
اصن خرابات
میکده ی فانوسکای خاموش
با مدیریت مظفر
چه حالی بده
خودمم میشم ساقی
پیک و گیلاس و قرتیبازی هم نداریم
جام و ساغر و پیاله میدم دستتون
سبو و رطل و صراحی و قرابه
اصن قدح
چه حالی بده
نوش
۱۳۸۹ تیر ۱۸, جمعه
۱۳۸۹ تیر ۱۵, سهشنبه
شماها یادتون نمیاد
ولی من یادم میاد
خیلی
رفتم دکتر
گفتم آقای دکتر من خیلی یادم میاد
تقریبا هر روز
گاهی روزی چن بار
بضی وختا که چن بار پش سر هم یادم میاد،
خون میاد بعدش حتا
چه کنم؟
یه معاینه کرد دکتره
بعد نیشس پشت میزش
گوشی رو انداخ دور گردنش
در حالی که – گلاب به روتون – آرنجشو گذاشته بود رو میز
دستاشو قلاب کرد تو هم
چونشو گذاشت رو قلاب دستا
یه لحن متفکرمعابانه ای بخودش گرفت
ببین جانم
از روزی سه بار تا هفته ای سه بار طبیعیه
دکتره گف
ولی اگه بیشتر یادتون میاد
یه ضماد میدم بهت
بمالی روش.
شماها یادتون نمیاد
ولی مال من خیلی میاد
و یه جوری شده که مجبورم ضماد بمالم
و نمیتونم راحت رو صندلی بشینم
شماها یادتون نمیاد
خوش بهالتون
ولی من یادم میاد
خیلی
رفتم دکتر
گفتم آقای دکتر من خیلی یادم میاد
تقریبا هر روز
گاهی روزی چن بار
بضی وختا که چن بار پش سر هم یادم میاد،
خون میاد بعدش حتا
چه کنم؟
یه معاینه کرد دکتره
بعد نیشس پشت میزش
گوشی رو انداخ دور گردنش
در حالی که – گلاب به روتون – آرنجشو گذاشته بود رو میز
دستاشو قلاب کرد تو هم
چونشو گذاشت رو قلاب دستا
یه لحن متفکرمعابانه ای بخودش گرفت
ببین جانم
از روزی سه بار تا هفته ای سه بار طبیعیه
دکتره گف
ولی اگه بیشتر یادتون میاد
یه ضماد میدم بهت
بمالی روش.
شماها یادتون نمیاد
ولی مال من خیلی میاد
و یه جوری شده که مجبورم ضماد بمالم
و نمیتونم راحت رو صندلی بشینم
شماها یادتون نمیاد
خوش بهالتون
۱۳۸۹ تیر ۱۱, جمعه
۱۳۸۹ تیر ۱۰, پنجشنبه
۱۳۸۹ تیر ۹, چهارشنبه
۱۳۸۹ تیر ۸, سهشنبه
اسمم؟ مظفر. من مظفرم. بم بگین مظفر. چتوری مظفر. سلام مظفر. نوشته شده توسط مظفر در ساعت 01:37. مظفر می گوید فلان. مظفر روانیی بقرعان. مظفر میخوای بکنمت؟ مظفر راضی ام ازت. مظفر مظفر که میگن تویی؟ چخبر مظفر. مظفر بر وزن مضرس. مظفر بر وزن معول. مظفر بر وزن استکتاب. مظفر بر وزن تخدیرالعواطف. مظفر چن چندن؟ مظفر ببند دهنتو. مظفر یه کم یواشتر. مظفر بیا تمام اش کنیم. بر ما چه رفته است مظفر؟ حسنت به اتفاق مظفر جهان گرفت. مظفرکوچیکه. مظفر تخته اینوره. بنده رو به مظفری خودتون قبول کنین. مظفر این شصدوسه درصد که میگن کو؟ فانوسکای خاموش. یه بوس بده مظفر. مظفر به عمو سلام کن. سلام عمو. سلام مظفر. آقا دوماد چیکارن؟ مظفرن. به مظفر سلامی دوباره خاهم کرد. مظفر ال دینشاه. مظفر برو دکتر. چون پیر شدی مظفر از میکده بیرون رو. مظفر خان. مظفرانی که با من خابیده اند. این چه حرفیه مظفر؟ نظر بنده به نظر مظفر نزدیکتر است. مظفر پاره ی تن من است. اینایی که مظفرن. بوس به مظفر. لایک به مظفر. مظفر اینجا چه غلطی میکنی. مظفر.
۱۳۸۹ تیر ۳, پنجشنبه
۱۳۸۹ خرداد ۳۱, دوشنبه
۱۳۸۹ خرداد ۳۰, یکشنبه
۱۳۸۹ خرداد ۲۸, جمعه
۱۳۸۹ خرداد ۲۶, چهارشنبه
منو شماها نمیشناسین
با هشیکی ارتباط ندارم
یک شخصیتی هستم ایزوله منحیثلمجموع
فقد صوب و ظهر و شب خونواده جهت تغذیه صدام می کنن
باقی وختا تو اتاقمم
کپیدم یه گوشه همین جور زل زدم به مونیتور
بلکه عقده های فوروخوردمو بدین طریق ارضاع کنم
فهمیدین؟ ارضاع.
از دانشگا اخراج شدم
از سربازی فلار کردم
سر کار نمیرم
ناپدریم کراکیه
هر روز کتکم میزنه
هر روز مجبورم میکنه برم هیزم جم کنم
یه بار با قرصای خاهرم خودمو کشتم
حالام اینجام
البته زنده موندم.
حالام اینجام.
انقد از خونه در نیومدم راشیتیسم شدم
اصن یه وعضی
اتاقم بوی گه سگ میده
دندونام سیاس
گوشام وزوز میکنه
پشت چشام جرقه میزنه
این وعضمه.
با هیشکی ارتباط ندارم
حالام که اینجام
با هشیکی ارتباط ندارم
یک شخصیتی هستم ایزوله منحیثلمجموع
فقد صوب و ظهر و شب خونواده جهت تغذیه صدام می کنن
باقی وختا تو اتاقمم
کپیدم یه گوشه همین جور زل زدم به مونیتور
بلکه عقده های فوروخوردمو بدین طریق ارضاع کنم
فهمیدین؟ ارضاع.
از دانشگا اخراج شدم
از سربازی فلار کردم
سر کار نمیرم
ناپدریم کراکیه
هر روز کتکم میزنه
هر روز مجبورم میکنه برم هیزم جم کنم
یه بار با قرصای خاهرم خودمو کشتم
حالام اینجام
البته زنده موندم.
حالام اینجام.
انقد از خونه در نیومدم راشیتیسم شدم
اصن یه وعضی
اتاقم بوی گه سگ میده
دندونام سیاس
گوشام وزوز میکنه
پشت چشام جرقه میزنه
این وعضمه.
با هیشکی ارتباط ندارم
حالام که اینجام
۱۳۸۹ خرداد ۲۵, سهشنبه
۱۳۸۹ خرداد ۲۲, شنبه
۱۳۸۹ خرداد ۲۱, جمعه
۱۳۸۹ خرداد ۱۷, دوشنبه
۱۳۸۹ خرداد ۱۶, یکشنبه
۱۳۸۹ خرداد ۱۵, شنبه
۱۳۸۹ خرداد ۱۴, جمعه
۱۳۸۹ خرداد ۱۲, چهارشنبه
۱۳۸۹ خرداد ۱۱, سهشنبه
۱۳۸۹ خرداد ۹, یکشنبه
۱۳۸۹ خرداد ۸, شنبه
۱۳۸۹ خرداد ۶, پنجشنبه
۱۳۸۹ خرداد ۵, چهارشنبه
۱۳۸۹ خرداد ۴, سهشنبه
فانوسکای خاموش
به هیچ عنوان
فانوسکای خاموش
چشای تو
فانوسکای خاموش
به عنوان اسم یک سریالفارسی
فانوسکای خاموش
به عنوان تیتر مقاله ای درباره ی پارک دانشجو
فانوسکای خاموش
به عنوان پدیده ای اجتماعی
فانوسکای خاموش
فرصت ها و تهدیدها
فانوسکای خاموش
و آینده ی پیش رو
فانوسکای خاموش
و معضل اشتغال در جهان سوم
فانوسکای خاموش
و نظم نوین جهانی
فانوسکای خاموش
در ده دقیقه
به هیچ عنوان
فانوسکای خاموش
چشای تو
فانوسکای خاموش
به عنوان اسم یک سریالفارسی
فانوسکای خاموش
به عنوان تیتر مقاله ای درباره ی پارک دانشجو
فانوسکای خاموش
به عنوان پدیده ای اجتماعی
فانوسکای خاموش
فرصت ها و تهدیدها
فانوسکای خاموش
و آینده ی پیش رو
فانوسکای خاموش
و معضل اشتغال در جهان سوم
فانوسکای خاموش
و نظم نوین جهانی
فانوسکای خاموش
در ده دقیقه
باس کلمه ها رو ول کرد
کلمه ها رو داریم ما شیکنجه میدیم
اشتماعیشون داریم می کنیم
سوشیالایزد
عینهو اینه که
یه دس کتشلوار بپوشونی تن یه بچه تخمسگ
کفش پاشنه بلن پاش کنی مقنعه بسر
بفرسسیش تو کوچه واس خودش با دوسرفیقاش دکتر بازی
نمیشه که آخه که
مگه میشه مگه؟
ها؟
اشتبا می کنیم داریم
داریم دوس داره بیاد آخر جمله، بماچچه؟
داریم برو هر جا دوس داری اصن قربونت
گند می زنیم داریم
ول کنینشون
اصن بذا قیافشون عوض شه
شکلک در آرن رو صفه
نشناسیمشون
کجکوله شن
چی مگه میشه مگه؟
ها؟
کلمه ها رو داریم ما شیکنجه میدیم
اشتماعیشون داریم می کنیم
سوشیالایزد
عینهو اینه که
یه دس کتشلوار بپوشونی تن یه بچه تخمسگ
کفش پاشنه بلن پاش کنی مقنعه بسر
بفرسسیش تو کوچه واس خودش با دوسرفیقاش دکتر بازی
نمیشه که آخه که
مگه میشه مگه؟
ها؟
اشتبا می کنیم داریم
داریم دوس داره بیاد آخر جمله، بماچچه؟
داریم برو هر جا دوس داری اصن قربونت
گند می زنیم داریم
ول کنینشون
اصن بذا قیافشون عوض شه
شکلک در آرن رو صفه
نشناسیمشون
کجکوله شن
چی مگه میشه مگه؟
ها؟
۱۳۸۹ خرداد ۳, دوشنبه
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۵, شنبه
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۳, پنجشنبه
۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه
واژهی "گودر" اصلن خودش یک لغت اصیل پارسی میباشه که از کلمهی پهلوی "گِوَدَرئه" (Gövâdâra'a) گرفته شده. این واژه در آیین پردهاسپ به معنی "قدم برداشتن در میان سنگها برای گرفتن قورباغه" میباشه و از حدود 423 سال پیش از طریق منطقهی سوقالجیشی بینالنهرین وارد زبانهای هند و اروپایی شده.
آیین پردهاسپ یکی از آیینهای کهن ایرانیان باستانه که حتا الان هم در بخشهایی از اسپات آباد (از توابع شهرستان سولقون) در جریان میباشه. مردمانی که به این آیین اعتقاد دارند پردههای خونه رو میپرستند.
آیین پردهاسپ یکی از آیینهای کهن ایرانیان باستانه که حتا الان هم در بخشهایی از اسپات آباد (از توابع شهرستان سولقون) در جریان میباشه. مردمانی که به این آیین اعتقاد دارند پردههای خونه رو میپرستند.
۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۷, جمعه
دنیا کثافت شده
یه چیزایی میشنفه آدم
شاخ در میاره بمولا
امرو ساعت سهوبیسپندقه
داشتم تو فاز یک را میرفتم
"چیزم تو دریچهی آئورتت"
یکی به یکی گف.
خودم با همین گوشام شنیدم
همین جوری موندم
اینجوری:
آ
باورتون میشه؟
منظورمازچیزکیره
عجب کثافتی
"تو دریچهی آئورتت".
شما میگین نه، ولی قبلنا اینجوری نبود
نبود بمولا
یه سری محلهای آدم شریف بود
من نباس بگم، اصن من امل
ولی قلب مال عطوفته
کثافتی شده...
دریچهی آئورتت
یه چیزایی میشنفه آدم
شاخ در میاره بمولا
امرو ساعت سهوبیسپندقه
داشتم تو فاز یک را میرفتم
"چیزم تو دریچهی آئورتت"
یکی به یکی گف.
خودم با همین گوشام شنیدم
همین جوری موندم
اینجوری:
آ
باورتون میشه؟
منظورمازچیزکیره
عجب کثافتی
"تو دریچهی آئورتت".
شما میگین نه، ولی قبلنا اینجوری نبود
نبود بمولا
یه سری محلهای آدم شریف بود
من نباس بگم، اصن من امل
ولی قلب مال عطوفته
کثافتی شده...
دریچهی آئورتت
۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۰, جمعه
۱۳۸۹ اردیبهشت ۳, جمعه
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲, پنجشنبه
برگشتم
اگه بتون بگم چی شده بود تو این مدت
کجاها بودم
چیا سرم اومد
با همین چشام چیا دیدم
جیش می کنین تو شرتتون
جیش واقعی
به شرطی که شرت پاتون باشه
یا به سن بولوغ رسیده باشین
حالا الان اینا نیس که مهمه
مهم اینه که من اینجام
مث یه سرباز که از جنگ جهانی دوم زنده مونده باشه
یا یه زنی که تازه از زیر آوارای زلزله ی بم زنده بیرون اومده باشه
تو شرتتون جیش می کنین
قول می دم
جیش واقعی
اگه بتون بگم چی شده بود تو این مدت
کجاها بودم
چیا سرم اومد
با همین چشام چیا دیدم
جیش می کنین تو شرتتون
جیش واقعی
به شرطی که شرت پاتون باشه
یا به سن بولوغ رسیده باشین
حالا الان اینا نیس که مهمه
مهم اینه که من اینجام
مث یه سرباز که از جنگ جهانی دوم زنده مونده باشه
یا یه زنی که تازه از زیر آوارای زلزله ی بم زنده بیرون اومده باشه
تو شرتتون جیش می کنین
قول می دم
جیش واقعی
۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه
۱۳۸۸ دی ۵, شنبه
۱۳۸۸ دی ۴, جمعه
۱۳۸۸ دی ۱, سهشنبه
۱۳۸۸ آذر ۲۷, جمعه
۱۳۸۸ آذر ۲۶, پنجشنبه
۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه
۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه
هی هی! امروز چشامو که وا کردم
دیدم یه کامنت دارم اون پایینا
اشکم پاشید - - از خوشحالی
پیچیدمش لای یه دسمالی
بدو بدو بردم کامنتی سر کوچه
به حاجی کامنتی گفتم کامنتم به چن؟
یه نیگا کرد
بعد یه تیکه چوب از بغل دسش ورداشت انداخت تو حلبی
گفت جوون این کامنتا دیگه این روزا خریدار نداره
الان دیگه همه تو گودرن
از این چیزا نمیخوان که
بعد دو تامون نیگا کردیم به آتیشا
و زمان گذشت
و باد اومد بین مون
و همه جا ساکت و خلوت بود
"ولی یکیو میشناسم به کارش میاد"
پیرمرده گف
"با این کامنتا یه جور کلوچه ی خونگی درس میکنه
بذاری دهنت آب میشه - - از خوشمزگی"
ولی من این حاجی کامنتیا رو میشناسم
همشون دغله دزدن
به خیالش با این حرفا خام میشم
خودم یکیو میشناسم تو کار کانسپچوال آرته
که اینکارس و اصلا هم گوزو نیس
میخوام فردا کامنترو بدم باهاش یه چی بسازه واسم
شاید یه جاشعمی، شایدم یه جف جوراب
ولی اگه نشه
کامنتمو اهداش می کنم
به جمعیت مبارزه با کودکان خیابانی
احتمالا.
دیدم یه کامنت دارم اون پایینا
اشکم پاشید - - از خوشحالی
پیچیدمش لای یه دسمالی
بدو بدو بردم کامنتی سر کوچه
به حاجی کامنتی گفتم کامنتم به چن؟
یه نیگا کرد
بعد یه تیکه چوب از بغل دسش ورداشت انداخت تو حلبی
گفت جوون این کامنتا دیگه این روزا خریدار نداره
الان دیگه همه تو گودرن
از این چیزا نمیخوان که
بعد دو تامون نیگا کردیم به آتیشا
و زمان گذشت
و باد اومد بین مون
و همه جا ساکت و خلوت بود
"ولی یکیو میشناسم به کارش میاد"
پیرمرده گف
"با این کامنتا یه جور کلوچه ی خونگی درس میکنه
بذاری دهنت آب میشه - - از خوشمزگی"
ولی من این حاجی کامنتیا رو میشناسم
همشون دغله دزدن
به خیالش با این حرفا خام میشم
خودم یکیو میشناسم تو کار کانسپچوال آرته
که اینکارس و اصلا هم گوزو نیس
میخوام فردا کامنترو بدم باهاش یه چی بسازه واسم
شاید یه جاشعمی، شایدم یه جف جوراب
ولی اگه نشه
کامنتمو اهداش می کنم
به جمعیت مبارزه با کودکان خیابانی
احتمالا.
۱۳۸۸ آذر ۱۷, سهشنبه
۱۳۸۸ آذر ۱۶, دوشنبه
من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من چی؟من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک چیام؟ من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من چند بیمار روانیام؟ من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. کی یک بیمار روانی است؟ من. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام.
من یک بیمار روانیام.
من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام.
من یک بیمار روانیام.
من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام. من یک بیمار روانیام.
اشتراک در:
پستها (Atom)