ه‍.ش. ۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه

زندگی
- - کلا - -
یه پروژه ی شیکست خوردست
این چیزیه که
هممون باید یه روزی بفهمیمش
خب دیگه
منم جل و پلاسمو جم می کنم می رم
تموم شد
همه چی تموم شد

ه‍.ش. ۱۳۸۸ دی ۵, شنبه

مشاوره‌ی پزشکی
پسری جوان هستم. به‌تازگی گهی خورده‌ام به‌غایت تلخ. چه کنم؟

ه‍.ش. ۱۳۸۸ دی ۴, جمعه

ما بچه های جنگیم
بچرخ تا بگرییم
چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد
ذلت نمی پذیرد
حزب فقط حزب علی
چای فقط گلستان

ه‍.ش. ۱۳۸۸ دی ۱, سه‌شنبه

مشاوره‌ی پزشکی
جوانی هستم دانشجو، در رشته‌ی جنگلداری و مراتع، مدت یک سال است که مخ‌ام می‌گوزد. چه کنم؟

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آذر ۲۷, جمعه

... و ثبت نام آنان در هر مرحله از آزمون کان لم یکن تلقی خواهد شد.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آذر ۲۶, پنجشنبه

مشاوره‌ی پزشکی
مردی هستم چهل و هفت ساله ساکن استان چهارمحال و بختیاری. می‌دهم، چه کنم؟

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه

مشاوره‌ی پزشکی
دختری هستم حدودا سی و سه ساله، نسبتا مجرد، قد متوسط. ریده‌ام به زندگی، چه کنم؟

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه

هی هی! امروز چشامو که وا کردم
دیدم یه کامنت دارم اون پایینا
اشکم پاشید - - از خوشحالی
پیچیدمش لای یه دسمالی
بدو بدو بردم کامنتی سر کوچه
به حاجی کامنتی گفتم کامنتم به چن؟
یه نیگا کرد
بعد یه تیکه چوب از بغل دسش ورداشت انداخت تو حلبی
گفت جوون این کامنتا دیگه این روزا خریدار نداره
الان دیگه همه تو گودرن
از این چیزا نمیخوان که
بعد دو تامون نیگا کردیم به آتیشا
و زمان گذشت
و باد اومد بین مون
و همه جا ساکت و خلوت بود
"ولی یکیو میشناسم به کارش میاد"
پیرمرده گف
"با این کامنتا یه جور کلوچه ی خونگی درس میکنه
بذاری دهنت آب میشه - - از خوشمزگی"
ولی من این حاجی کامنتیا رو میشناسم
همشون دغله دزدن
به خیالش با این حرفا خام میشم
خودم یکیو میشناسم تو کار کانسپچوال آرته
که اینکارس و اصلا هم گوزو نیس
میخوام فردا کامنترو بدم باهاش یه چی بسازه واسم
شاید یه جاشعمی، شایدم یه جف جوراب
ولی اگه نشه
کامنتمو اهداش می کنم
به جمعیت مبارزه با کودکان خیابانی
احتمالا.
ای پدر حیات نو
با بنز میای یا با پژو؟

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه

آبکش به آفتابه میگه دو سوراخه

برچسب: حالا حکایت ماست
ای پدر حیات نو
بچه ات هم که توقیف شد
هاه

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آذر ۱۶, دوشنبه

ای پدر حیات نو
من یک بیمار روانی ام.
ای پدر حیات نو
صد بار تو را گفتم
کم خور دو سه پیمانه
من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من چی؟‌من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک چی‌ام؟ من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من چند بیمار روانی‌ام؟ من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. کی یک بیمار روانی است؟ من. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام.
من یک بیمار روانی‌ام.
من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام. من یک بیمار روانی‌ام.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آذر ۱۵, یکشنبه

گفتم غم تو دارم
گفتا به تخم راست‌ام
گفتم که ماه من شو
گفتا مگر که مست‌ام؟
گفتم ز مهرورزان
رسم وفا بیاموز
گفتش ببند دهان‌ات
تا خود آن را نبستم

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آذر ۱۴, شنبه

ای پدر حیات نو
یه وقتایی
به خودم میگم
کی اینجا رو میخونه؟
بعد به سرم میزنه
اینجا رو ببندمش.
درشو تخته کنم
یا
گل بگیرمش.
برم یه جا واسه خودم گندم بکارم
خوش باشم.
بعد میگم نه رفیق
کی میدونه فردا چی میشه؟
امیدت به خدا باشه
آره،
خدا بزرگه
یه وخ دیدی یکیم اومد اینجا رو خوند
ها؟
بعد همه چی عوض میشه
همه چی درس میشه
دوباره میشه زندگی کرد...
کی میدونه
آره
شایدم باس صب کرد.