ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه

در کارگه کوزه گری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
ناگاه یکی کوزه برآورد خوروش
فانوسکای خاموش

۳ نظر:

ساناز گفت...

خعلی لامصبی :)))

جیران گفت...

گم شده بودی دوباره پیدات کردم :)

ناشناس گفت...

خیلی توپه