ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱۴, شنبه

یه ضربل مثل هس
میگه که حرف حرف میاره، باد برف.
یه ضربل مثل دیگه ئم هس
که هیچی نمیگه.
ساکته کلن.
نیشسته یه گوشه
واس خودش
تو لاک خودش
داره خورد خورد با پرز قالی بازی میکنه.
یه بوی عجیبی هم ازش متصاعد میشه.

هیچ نظری موجود نیست: